۱ژوئیه ۲۰۲۶ - سلول‌هایT  نیروی رزمی ویژه‌ای در سیستم ایمنی هستند که سلول‌های بیمار را شناسایی و نابود می‌کنند. اما در یک کارزار طولانی‌مدت علیه یک وضعیت مزمن - مانند عفونت ویروسی یا سرطان - بدن به تأمین مداوم این نیروهای کشنده نیاز دارد. اینکه این نیروهای کشنده کجا و چگونه تولید می‌شوند، همواره یک معما بوده است.

این پرسش تیمی از دانشمندان ویل کورنل مدیسینو مرکز سرطان مموریال اسلون کترینگرا بر آن داشت تا به بررسی عمیق‌تر بپردازند. آن‌ها دریافتند که زیرگروه کوچکی از سلول‌های T، موسوم به سلول‌های بنیادی T، مسئول تولید سلول‌هایT  جدید و جایگزینی مداوم آن‌ها در بیماری‌های مزمن هستند. نکته مهم این است که این سلول‌های بنیادی نادر، پروتئینی به نامLEF1  را بیان می‌کنند.

یافته‌های این تیم در مدل‌های آزمایشگاهی که در نشریهCell  منتشر شد، نشان داد که تمرکز بر این جمعیت از سلول‌های T دارای LEF1 مثبت، کلیدی است. افزایش سلول‌های LEF1 مثبت در موارد عفونت مزمن، بر پدیده فرسودگی(Exhaustion)  سلول‌هایT  غلبه کرد. حذف آن‌ها نیز در کنترل سلول‌های ایمنی بیش‌فعال در دیابت نوع ۱ (یک بیماری خودایمنی)، موفقیت‌آمیز بود.

دکتر دورون بتل، دانشیار زیست‌پزشکی محاسباتی در ویل کورنل مدیسین و یکی از نویسندگان این مقاله، گفت: LEF1 یک مکانیسم بنیادی را هدایت می‌کند که به واسطه آن، سیستم ایمنی سلول‌های بنیادیT  را در طول عفونت مزمن حفظ می‌کند و همچنین محرک شرایط خودایمنی است؛ بنابراین این پروتئین منحصر به یک بیماری خاص نیست.

دکتر آندره‌آ شیتینگر، ایمونولوژیست سرطان در مؤسسه اسلون کترینگ MSK و نویسنده ارشد این مقاله، گفت: این پژوهش پتانسیل تأثیرگذاری بر درمان‌های سرطان در آینده را نیز دارد. اگرچه این موضوع بخشی از مطالعه کنونی نبود، اما سرطان یک بیماری مزمن است که در آن سلول‌هایT  به مرور زمان توانایی خود برای مبارزه با سلول‌های سرطانی را از دست می‌دهند. بنابراین، این موضوع گام بعدی بررسی‌های ما خواهد بود.

اثبات نقش حیاتی LEF1 برای سلول‌های بنیادی  T

برای اثبات اینکه LEF1 تنها یک مارکر برای سلول‌های بنیادی نیست، بلکه یک بازیگر اصلی است، پژوهشگران از روش ویرایش ژنی CRISPR برای حذف ژن LEF1 از این سلول‌های بنیادی نادر در مدل‌های موشی استفاده کردند. نتایج قابل‌توجه بود: بدون LEF1، سلول‌های بنیادیT  توانایی بقا و خودنوسازی خود را از دست دادند.

در مدل دیابت خودایمنی، موش‌هایی که سلول‌هایT  آن‌ها فاقد LEF1 بود، به میزان قابل‌توجهی در برابر ابتلا به بیماری محافظت شدند، زیرا سلول‌های T بیماری‌زا دیگر قادر به حفظ بقای خود و تخریب سلول‌های انسولین‌ساز در پانکراس نبودند.

در مقابل، تقویت سطوح LEF1 سبب تشکیل سلول‌های بنیادیT بیشتری شد و تعداد کمتری از سلول‌ها در مدل عفونت ویروسی به مرحله نهایی یا فرسودگی رسیدند.

بیماری‌های متفاوت، استراتژی بیولوژیک یکسان

یکی از غافلگیرکننده‌ترین یافته‌ها زمانی به دست آمد که تیم پژوهشی، سلول‌های بنیادیT حاصل از دو بیماری دیابت خودایمنی و عفونت مزمن با ویروس کوریومننژیت لنفوسیتی (مدل شناخته‌شده برای مطالعه عفونت ویروسی مزمن در موش) را مقایسه کردند.

در ظاهر، این دو شرایط بسیار متفاوت هستند. در دیابت خودایمنی، سلول‌های T بسیار فعال و تهاجمی بوده و سلول‌های سالم انسولین‌ساز پانکراس را تخریب می‌کنند. در عفونت ویروسی مزمن، سلول‌هایT  از نظر عملکردی دچار فرسودگی شده و به مرور زمان از بین می‌روند که باعث تداوم ویروس می‌شود. با این حال، هنگامی که پژوهشگران پروفایل‌های مولکولی هر دو نوع سلول را با تکنیک‌های تجسم محاسباتی نقشه‌برداری کردند، هر دو جمعیت سلول‌های بنیادیT  به عنوان یک گروه واحد دسته‌بندی شدند که اساساً از یکدیگر غیرقابل‌تشخیص بودند. این نشان می‌دهد که بنیادی بودن(Stemness)  تحت هدایت LEF1، یک ویژگی مختص بیماری نیست، بلکه یک ویژگی مشترک در نحوه حفظ سیستم ایمنی تحت استرس مزمن است. محققان ۱۱۷ ژن را در هر دو بیماری شناسایی کردند که الگوی یکسانی از روشن یا خاموش شدن را نشان می‌دادند.

سلول‌های بنیادیT چگونه بقای خود را حفظ می‌کنند؟

محققان با تعجب دریافتند که بسیاری از ژن‌ها و مسیرهای به‌کارگرفته‌شده توسط این سلول‌های بنیادی T، با ژن‌ها و مسیرهای سلول‌های بنیادی جنینی و بزرگسال که در سراسر بافت‌های بدن (از جمله پوست، روده، عضله و مغز استخوان) یافت می‌شوند، مطابقت دارند.

مکان، مکان، مکان

مشابه سلول‌های بنیادی در روده یا مغز استخوان - که به محیط‌های تخصصی موسوم به "نیچ (Niches) " وابسته هستند - محل قرارگیری سلول‌های بنیادی ایمنی Tنیز اهمیت دارد. هر جمعیت از سلول‌های T، "برچسب‌های آدرسی" مولکولی متفاوتی را بیان می‌کردند که آن‌ها را به مکان‌های مشخصی در داخل گره‌های لنفاوی و بافت‌ها هدایت می‌کرد.

نویسندگان این مطالعه با همکاری آزمایشگاه دکتر ایوان مایارد دانشمند MSK، آن سیگنال‌های مکانی را مختل کردند، که این کار یا با مسدود کردن پروتئین‌هایی به نام اینتگرین‌ها (Integrins) و یا با تداخل در مسیر پیام‌رسانی موسوم به  Notchانجام شد، و نتیجه چشمگیر بود: ذخایر سلول‌های بنیادی Tاز بین رفت.

دکتر شیتینگر گفت: "بنیادی بودن (Stemness) تنها به آنچه درون سلول می‌گذرد محدود نمی‌شود؛ بلکه به این نیز بستگی دارد که سلول کجا زندگی می‌کند و چه سیگنال‌هایی را از محیط پیرامون خود دریافت می‌کند."

انتقال یافته‌ها از آزمایشگاه به بالین بیمار

برای دکتر شیتینگر و همکارانش، این یافته‌ها اهمیت پژوهش در بیولوژی بنیادی انسان را که اغلب "علوم پایه" نامیده می‌شود، برجسته می‌کند. ایده اصلی این است که با درک نحوه خودنوسازی سلول‌های T، می‌توان استراتژی‌های درمانی جدیدی ارائه داد.

دکتر شیتینگر، گفت: "ما آنچه را که معتقدیم یک مکانیسم بنیادی است شناسایی کرده‌ایم؛ مکانیسمی که سیستم ایمنی به‌طور گسترده برای بقای خود در بیماری‌های مزمن از آن استفاده می‌کند. این نوع یافته‌ها می‌توانند مسیرهای کاملاً جدیدی را برای درمان بگشایند."

در این راستا، اختلال در سلول‌های بنیادی  Tمی‌تواند به‌طور بالقوه مانع از حمله آن‌ها به بافت‌های خودی در بیماری‌های خودایمنی شود. یا برعکس، در مورد عفونت‌های ویروسی - یا سرطان - می‌توان ذخایر سلول‌های بنیادی Tرا تقویت کرد تا به سیستم ایمنی در حفظ یک نیروی رزمی پایدار کمک شود.

دکتر شیتینگر در پایان گفت: "درک نحوه بقای سلول‌های T و اینکه محیط چگونه آن‌ها را شکل می‌دهد، برای شناخت سرطان بنیادی است. مهندسی نیچ‌ها و مکان‌هایی که در آن سلول‌های بنیادی  مبارز با سرطان بتوانند شکل گرفته و بقای خود را حفظ کنند، اکنون در کانون پژوهش‌های ما قرار دارد".

دکتر بتل، که عضو موسسه پزشکی دقیق انگلندر و مرکز سرطان ساندرا و ادوارد مایر در ویل کورنل مدیسین نیز هست، گفت: "این کار قدرت همکاری‌های چندرشته‌ای را نشان می‌دهد؛ جایی که مدل‌های بیماری با طراحی دقیق، آزمایش‌های پیشرفته و تحلیل‌های محاسباتی نوین، برای پاسخگویی به پرسش‌های مهم علمی گرد هم می‌آیند."

منبع:

https://medicalxpress.com/news/2026-07-rare-stem-cells-key-chronic.html